گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
70
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
چريكهاى بيگانه نيز كه سواران پافلاگونى و هزار نفر بودند در كنار كلارخوس و در طرف راست او مستقر شدند و يونانيهاى سپردار به همين شكل صفآرائى كردند . در پهلوى چپ هم اريهاوس نايب كوروش با بقيه چريكها آماده ايستاد . كوروش و سوارانش كه در حدود ششصد نفر بودند در وسط استقرار يافتند اين نفرات زره بر تن و رانپوش چرمى و همگى هم غير از كوروش كلاه خود بر سر داشتند ولى كوروش با سر برهنه داخل ميدان نبرد شد . اسبها همه يال و سينهبند داشتند و افراد علاوه بر اسلحهء ديگر ، شمشير يونانى نيز در دست . در اين موقع كه نيمه روز بود هنوز از دشمن اثرى به نظر نميرسيد اما بعد از ظهر از دور گرد و خاك نمايان شد كه ابتدا مانند ابر سفيدى مينمود ولى زود به صورتى تيرهوتار درآمد و سراسر دشت را سياه كرد . همين كه دشمن جلو و جلوتر آمد از هر سو زرق و برق مىديدند و نيزهها و سپس نفرات دشمن نيز نمودار شدند . سواران با يراقهاى سفيد در جناح چپ دشمن كه بموجب گزارشهاى و اصل تحت فرماندهى تيسافرن بودند بعد سربازانى كه سپرهاى سبك داشتند و قدرى دور تر افراد سنگين اسلحه با سپرهاى چوبى كه تا بالاى پا امتداد داشته و مىگفتهاند آنها سربازان مصرىاند . سپس سواران و كمانداران بيشترى پيش آمدند . تمام اين لشكريان با آرايش مرسوم قومى خود حركت ميكردند و هر گروهانى دستهء انبوهى تشكيل داده بود . در جلو آنها به اصطلاح ارابههاى داسدار با فواصلى از يكديگر قرار داشتند . داس گردونهها از مالبند تا كنارهء جاده كشيده شده بود و آن را در زير تنهء ارابه نصب كرده بودند نوك آنها به طرف خاك بود تا آنچه